نوشته های من..
و کسی نیست در این خانه مرا بشناسد..
گرفته غربت و غمها دگر خو با دل و جانم..
نگو این غصه ات از چیست؟ یا بیهوده نالانی..
دلم از غصه ها انبوه و تو ؛ چــیزی نمیدانی..
ادامه مطلب
شادی روحش بخواهد سالها..
چشمه اشکم چو مــادر خفته بود
خیره می گشتم به در ؛ دیــــوارها
....
ادامه مطلب
من را خدا هم هر زمان میکند رها...
دیگر شکست دائمی هم یک عادت است
راهی نمانده باز بجز ترک این دعا..
ادامه مطلب
هر چه بر جامانده ویران می شود
روح من چون بادبان قایقی
در افق ها دور و پنهان میشود..
فروغ.ف
آه من ازهرچه بودن خسته ام
خسته از این فکر دوداندود پوچ
فکر روز بی
توبودن،.. روزکوچ
خسته از دلواپسی های غریب
غم گرفته روزو شبهارا عجیب
تورفتی و چه شبها بالش من بوی نم دارد
تورا من ساده میدیدم تواماساده تر رفتی
و حالابهترین کس ها میان قلب من هستی
بیا باخود ببر من را که من انبوه آلامم
بدان من روزو شبهارا به امید تو میمانم
جز من؛ -برایم انتهای سرنوشت است-
من میروم تنها در این وادی برادر
آخر تو هم روزی سفر خواهی زخواهر..
پ.ن: همینجوری !!
تظاهر به بی تفاوتی
به بی خیالی
به شادی
به اینکه مهم نیست،
اما چه سخت میکاهد از جانم این نمایش..
نه میشه همیشه خفت/ نه دست از جهان کشید
نه حرفی زند کسی/ نه همره شود تو را..
نه سعیی برای خود/ نه حتی کمی دعا..
پر از شوق رفتن و /پر از حرص بودنیم
خدا این چه آتش است / که بر جان ما زنی؟
قلبی به کسی داده و پس! گاه بگیریم..
ما دل نه به یک باور و یک منطق واحساس
دادیم و به این باور مذکور رسیدیم..!!!
ادامه مطلب
چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها
کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد
و او هنوز شکوفاست بین آدمها
پ.ن: روز معلم مبارک..
ادامه مطلب
میدهم غم های خود را من به باد
میروم از شوق پرپر میزنم
در طلوع سایه های آفتاب
| Design By : Pichak |


